تبليغاتX
. . . ا کــســـپــــر ســـیــــو ن . . .
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
مرگ تدريجي آقاي روشنفكر

 هوالمعز(۱۵۹)

 

حسین یوزباشی/وبلاگ اکسپرسیون

تصویر تزئینی است از یادداشتهای تصویری ام!

/

روشنفكران اين مرز و بوم نه در سير تحولات تاريخي نقشي در جهت تحقق اراده ملت داشته‌اند و نه اصلا توانسته‌اند با اين مردم رابطه‌اي برقرار كنند در طول سي چهل سالي كه آنها در سايه عنايات ملوكانه به يك نان ونوايي و اسم و رسمي رسيده بودند هرگز حتي براي يك لحظه، نه مردم را شناختند و نه توانستند حرفي بزنند كه مردم كوچه و بازار را جذب كند آنها فقط براي خودشان و آن چند هزار نفري كه در هواي يك دموكراسي سانتيمانتال شهبانويي تنفس مي‌كردند مي‌نوشتند شعري مي‌گفتند،حرفی مي‌زدند و نقاشي مي‌كردند و ... معمولا در يك وارفتگي و بي‌ارادگي ملازم با بي‌مايگي، روزگار مي‌گذراندند سرشان پر از طرح‌هاي نو براي شعر و رمان و فيلم بود. اما چيزي به روي كاغذ نمي‌آمد!


روشنفكران اين ديار لااقل با ما مردم در عشق به ضريح و پنجره‌هاي فولاد، آجرقرمز و بهارخواب وحياط و كاشي‌هاي آبي و گلدان‌هاي سفالي و ياس و اقاقيا و اطلسي و قرنفل و شمعداني در باغچه‌هاي دور حوض‌هاي پاشويه‌دار و تخت‌‌هاي چوبي و قالي و گليم شريكند و فقط تفاوت ما با آنها در آنجاست كه ما با اين اشيا ودر اين فضاها زندگي كرده‌ايم. جان خود را لعاب آبي كرده‌ايم. جان خود را لعاب آبي كرده‌ايم و بر سفال‌ها زده‌ايم. روح خود را به پنجره‌هاي فولاد امامزاده‌ها دخيل بسته‌ايم، عشق‌هاي جواني‌مان بوي گل ياس و شب بو مي‌داده است و بعد خانه بختمان را با آجر قرمز ساخته‌ايم و در حوض‌هاي پاشويه‌دار وضو گرفته‌ايم و بر سجاده‌هايي از گليم نماز خوانده‌ايم. اما اين آقايان و خانم‌ها با همه اين اشيا و فضاها، مثل توريست‌هاي وارفته، پيوندي نوستالژيك داشته‌اند. در مغرب زمين نيز روشنفكران دلبسته اشياي عتيقه‌اند و خودشان هم نمي‌دانند كه چرا، خودشان هم نمي‌دانند كه در اشياي كهنه به دنبال آن روحي مي‌گردند كه هر چه زمان بيش‌تر مي‌گذرد و زالوي تكنولوژي بيش‌تر و بيش‌تر خون گردن آدم را مي‌ مكد، مثل فانوسي كه نفتش تمام شده، دارد مي‌ميرد آدم هم آدم‌هاي قديم ما خودمان را در گذشته‌ها جا مي‌گذاريم و مي‌گذريم و اين نوستالژي شايد آن غم غربتي باشد كه آدميزاد از دوري خودش دارد- بگذريم كه روشنفكران ما فقط ادايش را درمي‌آورند... كاشكي اين اداها واقعيت داشت. حتي يك فحش واقعي بهتر است از هزار سلام دروغكي.!

/

*-گزیده هایی پراکنده از گفتار س- م- آ، یا ف- گ،یا شاید هم س- ش. . .

 

|+| نوشته شده توسط حسین یوزباشی در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 0:46 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar